یادداشت های میلاد

28. مارس 2012

قلاده‌های انگلیسی

دسته‌بندی شده در: سیاسی — میلاد صبح خیز @ 02:30
Tags: , , ,

قلاده‌های طلا فیلمی‌ست که اینروزها با تبلغی اکشن و پرهیاهو و در تلویزیون خیلی‌ها را کنجکاو کرده که « سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران» واقعها چه می‌گوید! امشب برآن شدم که این فیلم را در سینما ببینم، -من به هر فیلم این حق را می‌دهم که دیده شود و پس از دیدن مورد نقد وبررسی قرار گیرد، تنها تیزر و عکس پرده از داستان فیلم بر‌نمی دارد-،ولی اولین چیزی که تعجبم را برانگیخت، استقبال زیادی (نَه پرشور) بود که این فیلم داشت (من در رشت کمتر فیلمی را دیدم که سینما بلیط آنروز را تمام کند).

اگر می‌خواهید فیلم راببینید پس ادامه مطلب را نخوانید! داستانش لو می‌رود!

چند ثانیه اول فیلم با جمله‌ای اندرباب MI6 و موصاد و سازمان‌های جاسوسی آغاز می‌شود و نوید فیلمی با چاشنی سیاسی را همانگونه که در تیزر فیلم گفته می‌شود، می‌دهد. در دقایق اولیه صحبت از ترور محمد‌خاتمی‌ست و ردشدن از خط قرمزی که تا به‌حال در سینمای ایران ندیده ایم (یا حداقل من ندیده‌ام). ولی با خنثی شدن این نقشه، شما با نقش بازیگران یک طرف داستان آشنا شده‌اید! شاید بازیگرانی که می‌شد انتخابی بهتر برایشان داشت! بلاخره اعضای سازمان اطلاعاتی گفته‌اند!

قلاده‌های طلا

برخلاف تصور من و شاید خیلی از کسانی که صرفا تیزرهای فیلم را دیده بودند، هیچ نفی و برتری در کار نبود، نه جنبش سبز را زیر سوال برد، نه راهپیمایی سکوت ۲۵ خرداد و نه حق مردمی که فقط ابطال انتخابات را خواستار بودند! با دولت هم کاری نداشت، کارگردان خوب می‌داند خیلی چیز‌ها به رییس جمهور مربوط نیست! شور و اشتیاق قبل از انتخابات به خوبی شبیه‌سازی شده، اختلافی که طرفداران احمدی‌نژاد و موسوی داشتند همان‌گونه نمایان بود، ولی ای‌کاش بخشی از مناظره انتخاباتی که پخش شد فقط حرف‌های رپیس جمهور نبود، حرف‌های موسوی هم باید پخش می‌شد! مخالفین نظام در این فیلم از همه اقشار هستند. سلطتنت‌طلب‌ها، مجاهدین، اپوزسیون،…

اکشن‌های فیلم به لطف جلوه‌های ویژه خوب از آب درآمده‌اند و در تعقیب و گریز‌ها حرفی از اغراق نیست، فیلم از این نظر خوش ساخت است و بیننده را محصور خود می‌کند همچنین سکانس‌هایی که اختلاف نظر نیروی انتظامی و یگان‌ویژه را نشان می‌داد خوب بودند، ولی نمی‌دانم چرا صحبتی از لباس شخصی‌ها نبود، چند دقیقه‌ای از فیلم مربوط به یورش مردم به پایگاه بسیج بود، ولی چرا نشان نداد که ماشینی از روی مردم با سرعت رد شود! این فیلم بشتر از اینکه سیاسی باشد، امنیتی‌ست، سازمان امنیتی که به ندرت در ایران کارگردانی‌توانسته درموردش فیلم بسازد و هرگاه هم که ساخته شده هزینه‌های زیادی برای رد شدن از فیلترینگ پرداخته.(نمونه‌اش به رنگ ارغوانِ حاتمی کیا)

نمونه‌ای از جلوه‌های ویژه                نمونه‌ای از جلوه‌های ویژه

قلاده‌های طلا روایتی‌ست از نفوذ جاسوسان و دست‌نشانده‌های گروهک‌های منافق و مخالف نظام به خصوص اپوزسیون خاج نشین که زیر سایه سفارت انگلیس دربین مردم و حتی امنیتی‌ترین وزارت‌خانه ایران رخنه کرده‌اند! و مامورین وزارت اطلاعات سعی بر دستگیری این جاسوسان دارد، جاسوسانی که تمام هزیه‌ها و تلفاتِ تظاهرات بعد از انتخابات را به بار آورده‌اند و به نوعی مدیریت می‌کنند، موضوعی که باید بصیرت داشت تا متوجه شد که کل داستان توجیهی‌ست  برای سکانس آخر فیلم! سکانسی که سفارت انگلیس تسخیر می‌شود!

11. اکتبر 2011

افکار استالمن،در کامِنْتْ گذاشتن نمی گنجد.

دسته‌بندی شده در: فناوری اطلاعات,مناسبتی — میلاد صبح خیز @ 04:26
Tags: , , ,

دنیای کامپیوتر و نرم‌افزار و آی‌تی روزهای خیلی ملتهبی را پشت سر میگذارد، بعد از فوت استیو جابز ، دوستداران وی کارهایی رو برای ارج نهاد به زحمات و تفکرات استیو و محصولات اپل انجام داده‌اند ،  حتی در ایران هم به نوعی استیو جابز به یک بت تمام عیار تبدیل شده، دلایل زیادی هم داره ، او یک انسان خاص بود رفتار خاص خودش رو داشت و تفکراتی خاص‌تر، همان لباس ساده‌اش گواهی برای مدعاست!

ولی از در آن روی سکه کسانی پیدا میشوند که نه با فوت شخص استیوجابز بلکه با رفتن چنین تفکری خوشحالند! ریچارد استالمن از وقتی صحبتهایی را  با چنین مضمونی منتشر کرده که :

 استیو جابز، کسی که پیشگام تبدیل کامیپیوتر به یک زندان باحال بود، در گذشت. زندانی که برای محروم کردن احمق‌ها افراد ناآگاه * از آزادی‌هایشان طراحی شده بود.

 هارولد واشنگتن، شهردار شیکاگو، درباره دالی، شهردار فاسد پیش از خود گفته بود: «خوشحال نیستم که او مرده، ولی خوشحالم که دیگر نیست». هیچکس سزاوار مرگ نیست، نه جابز و نه آقای بیل (گیتس) و نه کسانی که کارهای شیطانی‌تری از این دو انجام داده‌اند. با اینحال، همه ما سزاوار دیدن روزی که تاثیر بدخواهانه جابز بر روی رایانش مردم پایان می‌پذیرد هستیم.

بدبختانه به رغم غیبت جابز،  این تاثیر همچنان ادامه‌ خواهد یافت. تنها می‌توانیم امیدوار باشیم جانشینان او، در تلاش برای ادامه راه او، کمتر موفق باشند.

دنیای آی‌تی و گیک‌ها به دو دسته تقسیم شده که به هیچ وجه خوشایند نیست ، حداقل من چنین وضعی را دوست ندارم که نقل قول همه جا دعوا و مشاجره بر سر آزادی و غیرآزادی متن باز و متن بسته باشد ، هر کسی مطلبی را منتشر میکند و دیگران هجوم می‌آورند که نه تو نمی دانی و…

عقاید همه محترم‌است ولی بلاخره کدام‌ نظر درست‌تر است؟ استیو‌جابز ما را زندانی کرده  یا اگر جابزی وجود نداشت، دنیا اینگونه نبود؟ من نمی خواهم بگویم که کدام یک ازاین دو (البته به نمایندگی از دو دنیای متفاوت) حق می گویند، بطبع هر کدام پیروان سر سخت خود را دارند که از مواضع خود دست برنمی دارند! ولی اگر نگاهی گذرا داشته باشیم به نطرات متوجه میشویم که بازار این دو جدای از هم است! هواداران اپل کاربرانی هستند که زیبایی محیط کاربری خود را دوست دارند و جابز را بخاطر همین‌ ستایش میکنند ، سوی دیگر استالمنی هست که میگوید با هر شرایطی این زندان طلایی را دوست ندارد.

بله! به نظرم کاربرانی که اینروزها با هم مناقشه دارند و به هیچ وجه نظرات یکدیگر را قبول ندارند، جدای از نظر، کاربریشان هم از یک سیستم فرق دارد! کاربر اپل میتواند یک کودک و یا یک پدر بزرگ باشد که برای کارهایی کوچکی مانند ایمیل و ارتباط از آن استفاده میکند (جدای از برنامه‌های حرفه ای مک) ولی یک علاقه مند به دنیای آزاد فردیست که واقعا این زندان زیبا برایش جایی تنگ و ملال آور شده که نیاز به این آزادی را احساس میکند! او آنچنان بالغ شده که حس میکند باید از این قفس رها شود! ولی چرا یک تازه کار ، کسی که تازه با دنیای ولوشو بلبشوی رایانه‌ای آشنا شده، به سوی نرم‌افزار‌های آزد جذب نمی ‌شود؟ چرا از خود نمی پرسیم که در دنیایی که خودمان مُبَلِغ جامعه خود هستیم بازخورد‌ها کم است؟

دنیای آزاد، درست معرفی نشده!

به نظرم روشن کردن افراد از این موضوع که منظور واقعی استالمن چه بوده و هدف او چیست، در کامنت گذاشتن زیرِ پست یک بلاگ  نمی گنجد. همین که شخصی متن‌باز را با اوپن سورس اشتباه میگیرد و هر چیزی را غیر از کرک کردن را لینوکس میداند ، آیا انتظازی بیشتر از این داریم؟ حتی در درس‌های دانشگاهی هم چنین مبحثی حتی یک اشاره کوچک هم نمی شود! اینجاست که کاربر بدون داشتن اطلاعات و آگاهی از آزدای خویش در نرم‌افزار ، جذب تبلیغات اپل و جابز و بیزینس من‌های دیگر می‌شود! و به یک فرد بی خرد تبدیل می‌شود. او بی خرد نیست ، او بی اطلاع است چون به او آگاهی داده نشده! تا به حال اینگونه بوده افراد علاقه مند دنیای آزاد خود برانگیخته لیینوکس میشدند و کم‌کم پا به این دنیا میگذاشتند یا  در همایشی از لینوکس تعریفی می‌شنیدند و بازهم همه چیز مختوم به به لینوکس یود، ولی دنیای آزاد آیا فقط در لینوکس خلاصه می‌شود؟ چنین نتیجه‌ای را در جمله معروف : «لینوکس یک سیستم عامل نیست ، لینوکس یک فرهنگ است» میتوان به وضوح دید!

معرفی کردن و شناساندن این دنیای زیبا آنچنان فرمول سختی ندارد ولی نباید با زیر سوال بردن کسان دیگر هم بینجامد ، سخنان استالمن اندکی زننده بود ، به قول خودش برای باخردان بود ولی به نظرم اگر افراد بی خرد را مخاطب قرار داده است، پس آنها چگونه با بی خردی خود چنین جمله خردمندانه‌ای را درک کند، این سخنان را تنها کسانی که خِرَدِ دنیای آزاد را کسب کرده اند، متوجه می شوند! ولی هر مدیر و راهبری امکان دارد از ادبیاتی استفاده کند که نیاز به تفسیر داشته باشد، استالمن هم جزء آنان ولی مسول تفسیر و انتشار و تبلیغ  این ها کیست؟ آیا بهتر نبود که به تشریح آزادی نرم‌افزار و حقوق خودمان در استفاده ار آن میپرداختیم؟

دنیای آزاد بر خلاف جوامع  ویندوزی و مک‌ی همیشه از کامیونتی پر محتوای خود سود برده ، نشانه‌ی کوچکی از این هم همین گروه‌های کاربری لینوکس است که ایران هم دارای استعداد خوبی در این موضوع است ، اگر از هر چند جلسه یک جلسه به معرفی آزادی  و شناساندن لایسنس ‌ها پروداخته شود ، در همایشها به برگذاری فلسفه آزادی بیشتر توجه میکدیمِ وتفاپت ها را نشان میدادیم نتیجه بهتر از این نصیبمان میشد!

یک جمله از سریال یوسف پیامبر همیشه در ذهنم یادگاری مانده :

یوزارسیف خطاب به یارانش: هیچ وقت به قدیسه کسی که با شما هم مذهب نیست توهین نکنید که با این کار مذهب خود را توهین کننده معرفی می کنید!

23. سپتامبر 2011

آینده در دستان کروم‌ او‌اس

دسته‌بندی شده در: فناوری اطلاعات — میلاد صبح خیز @ 01:16
Tags: , , ,

از امروز کاربران کروم که از کانال بتا مرورگرشون رو آپدیت میکنن، امکانات ظاهری جددیتری رو نسبت به نسخه های قبلی تو مرور گرشون دیده‌اند و ، به نقل از بلاگ خود کروم  در این نسخه، New Tab Page کروم تغییرات زیادی کرده، که شامل مدیریت آسانتر بر بوکمارک‌ها و برنامه‌ها (Apps) و صفحاتی که اخیرا مشاهده کرده اید است!

اینها به کنار، اگر توضیحات بیشتر می خواهید، در بلاگ خود کروم بخوانید ولی من حرفم چیز دیگریست، ما می دانیم که گوگل سیستم عامل تحت وب کروم‌او‌اس را معرفی کرده و هم اکنون هم می‌شود در بازار (البته نه ایران) تهیه اش کرد! خوب از قرار معلوم در آن دیگر خبری از برنامه‌های اجرای ویندوزی و خط فرمان لینوکس خبری نیست ، همه چیز محدود میشود به وبسایت‌ها و بوکمارک ها و فضاهای کلودی که در اختیار دارید، خوب شاید افرادی مثل من هستند که الان هم با سیستم عمل های ویندوز و لینوکس، هم همینگونه کاربری انجام میدهند !

آینده در اختیار گوگل و سرویس هایش

ولی با این به روز رسانی هایی که از گوگل می بینیم،، نقطه تلاقی رفع ایراد ها و رشد هر دوی این دو برادر و خواهر را در یک نقطه میبینم که همین جایگاه برادر کوچکتر است. دلایلش آشکار است: خیلی ها هستند ارتباط های دوستانه خود را از اینترنت و سایت های اجتماعی برقرار میکنند ، گوگل جی تاک، جی پلاس را محیا کرده! استاد خود را ویرایش میکنند، گوگل داکس آماده است، .و برای خواندن خبر در گوگل ریدر ساعت‌ها اسکرول میکنند. و فایل‌های  PDF  را در کروم باز میکند!

تا مدت‌ها هم فکر میکردم که ضعیف بودن دانلود منجر در کروم یکی از ضعف‌هاش به حساب میاد که با این اوضاع  احوال میبینم که گوگل آنچنان اسراری به دانلود نداره و برای همینه که خیلی ضعیف دانلود میکنه، کم‌کم هم اکستنشن‌های کاربردی مثل این مورد در کروم دارند جا باز میکنند.

الان هم که این بروز رسانی را از گوگل دیدم، سندی محکمتر پیا کردم برای حرفم چون هرچه عدد بروزرسانی کروم بزرکتر می شود، ما را بیشتر از ابزار های دیگر بی نیاز میکند ، کافی است این تحریم های بیخود را دور بزنید و به وب استور گوگل دسترسی داشته باشید ، میبینید که الان هم  کلی اپلیکیشن موجود است ، نصبشان کنید و ببینید که آیا می توانید با گوگل سر کنید یا اینکه نه، با من مخالف هستید؟

صفحهٔ بعد »

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: